|
چند روز پیش فیلم نفرین گل طلایی "ژانگ ییمو "رادیدم.به اندازه دو فیلم قبلیش (قهرمان-خانه خنجرهای پران)خوب نبود ولی نکته ای در این فیلم بود که برایم جالب بود .و مرا وا داشت دربار ه این سه فیلم چند خطی بنویسم. ژانگ ییمو با ساخت فیلم نفرین گل طلایی به سه گانه خود (قهرمان-خانه خنجرهای پران- نفرین گل طلایی )پایان داد سه گانه اي كه در آنها به رغم شباهتهاي زياد تكنيكي و ساختاري يك عنصر كاملا" مشترك و بارزخود را نشان مي دهد وآن چيزي نيست به غير از پايان تراژيك قهرمانان اين سه فيلم .داستان هر سه فيلم با مرگ خود خواسته قهرمانانش به پايان مي رسد .مرگي كه نمي شود به آن خودكشي گفت و يك جور به استقبال مرگ رفتن است .مرگي كه در پي آن يك پيروزي يا هدف بزرگي نهفته است. در فيلم «قهرمان» (The HERO) تاريخ تشکيل امپراتوری چين و چگونگی اتحاد هفت اقليم آن کشور و برتخت نشستن اولين امپراتور Qin به اسطوره بدل شده و شخصيت «امپراتور» و «شمشيرزن بی نام» (Nameless) و «شمشير شکسته» و «برف پرنده» و «آسمان» به اساطيری حماسی در تاريخ چين تبديل می گردند . ييمو در «قهرمان» ، خلق اسطوره ها را به تصوير می آورد . تصاويری تغزلی ، حماسه هايی که به نرمی پر و لطافت رويا بر جان می نشينند و پرواز شمشيرزنان را نه مضحک که آرمانی می نمايند . قهرمانانی والا که مسلما بايد قدرتشان فرازمينی و محل نبردشان آسمانها باشد . اينان بدين گونه تاريخ افسانه ای چين را رقم می زنند : ۲۰۰۰ سال پيش ، هنگام جنگ ايالات ، چين به هفت قلمروی پادشاهی تقسيم شده بود . حکمرانان اين هفت اقليم ، سالهای سال برای استيلای بر يکديگر جنگيده بودند ... و مردم متحمل مصائب اين جنگها بودند . پادشاه Qin موفقترين ايشان بود ، او قصد داشت تا تمام سرزمينها را فتح کرده و مردم زير آسمان را متحد ، و دنيايی چون بهشت برای ايشان بسازد . پادشاهان ۶ قلمرو ديگر او را تهديد عمده بحساب می آوردند . تاريخ شفاهی چين سرشار است از داستان قاتلينی که برای کشتن پادشاه کبير Qin اعزام می شدند . اين فيلم يکی از آن حماسه هاست ... قهرمان فيلم «شمشيرزن بی نام» (Nameless) در پي ترور نافرجام و ساختگي امپراطور Qin ودر پس آن همه روايتهاي تو درتو در نهايت به امپراطور مي فهماند كه بايد سرزميني متحد به وجود آورد و خود خواسته خود را درراهي قرار مي دهد كه در نهايت به مرگ ختم مي شود .در سال ۲۲۱ قبل از ميلاد مسيح پادشاه Qin تمام ۶ سرزمين ديگر را تصرف کرده و چين را متحد ساخت . او ساختن ديوار بزرگ چين را برای جلوگيری از حمله ء قبايل شمالی آغاز کرد . امپراتوری Qin نخستين سلسله ء امپراتوری چين شد ... و کين شی هوانگ (Qin Shihuang) اولين امپراتور چين . نفرین گل طلایی Man cheng jin dai huang jin jia کارگردان: ژانگ ییمو. فیلمنامه: ژانگ ییمو بر اساس نمایشنامه ای از چائو یو. موسیقی: شیگرو ئومه بایاشی. مدیر فیلمبرداری: ژیائودینگ ژائو. طراح صحنه: تینگ ژیائو هیو. بازیگران: چاو یو نفت[امپراطور پینگ]، گونگ لی[امپراتریس فونیکس]، چوئو جای[شاهزاده جای]، لیو ین[ولعیهد وان]، نی داهونگ[پزشک سلطنتی جیانگ]، جین جونجی[شاهزاده یو]، لی مان[جیانگ چان]، چن جین[بانو جیانگ]. ١١٤ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ هنگ کنگ، چین. نام دیگر: Autumn Remembrance،Curse of the Golden Flower،The City of Golden Armor. نامزد اسکار بهترنی طراحی لباس، برنده جایزه بهترین طراحی لباس از اتحادیه طراحان لباس، نامزد جایزه ساترن برای بهترین طراحی لباس از آکادمی فیلم های فانتزی-علمی تخیلی و ترسناک، نامزد ١٤ جایزه از مراسم فیلم هنگ کنگ، نامزد بهترین فیلم از ایمیج آوارد، نامزد ریل طلایی برای بهترین تدوین صدا از انجمن تدوینگران صدای آمریکا، نامزد جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی لباس از مراسم ساتلایت. قرن دهم میلادی، چین. آخرین روزهای حکومت خاندان تانگ...امپراطور پینگ به همراه پسر دومش جای برای حضور در جشن گل به دربار بازمی گردد. ملکه بیمار است، او قبلاً با پسر خوانده اش وان که مقام ولیعهدی را دارد، رابطه ای ممنوعی را تجربه کرده است. وان که اینک رابطه ای عاشقانه با جیانگ چان دختر پزشک دربار دارد، نقشه کشیده تا به همراه وی از دربار فرار کند. شاهزاده جای نگران سلامتی ملکه است و زیر نفوذ او بزرگ شده است. امپراطور که بوی خطر را در دربار خود حس کرده، تنها شاهد واقعی توطئه ها، یعنی خانواده پزشک دربار را از قصر دور می کند. اما در راه جیانگ چان و مادرش با کسانی که قصد جان شان را کرده اند، روبرو شده و ناچار به قصر بازمی گردند. اما در بازگشت وقایع غیر منتظره و تلخی انتظارشان را می کشد... چرا باید دید؟ سال های پایانی حکومت خاندان تانگ، دورانی پر از آشوب های تلخ سیاسی و اجتماعی بود. این حوادث به دربار نیز راه یافته و در میان سه پسر امپراطور که هر کدام از زنی متفاوت به دنیا آمده بودند نیز آتش اختلافات را شعله ور کرده بود. حضور ملکه زیبا و جوان این نیز آتش را تندتر ساخته و این دایره فریب و ریا در شب جشنواره گل ها موسوم به چونگ یانگ با حمله هزاران جنگجوی ملبس به زره های طلایی به شکلی خونین کامل شده بود.هزار سال بعد از این وقایع که تاریخ چین را به شکلی عمیق دگرگون کرد، ژانگ ییمو یکی از پر افتخار ترین و نام آور ترین فیلمسازان فعلی چین با خرج ٤٥ میلیون دلار داستانی از آن دوره پر زرق و برق ساخته است تا آجری دیگر بر دیواری که خود و یکی دو تن دیگر به تازگی آن را بنا کرده اند، بیفزاید: دیوار سینمای پر خرج و رزمی که جانشین باله های پکنی شده است! ژانگ ییمو متولد ١٩٥١ دانش آموخته آکادمی سینمایی پکن و از نسل پنجم فیلمسازان چین است. او که به همراه چن گایکه فیلمساز هموطنش مدتی دستیار برنالدو برتو لوچی فیلمساز بزرگ ایتالیای بوده است بعد از انقلاب فرهنگی در گروهی که چن کایگه و ژانگ جونژائو نیز در آن حضور داشتند، شروع به فیلمسازی کرده. اولین فیلمش ذرت سرخ در سال ١٩٨٨ برنده خرس طلایی جشنواره برلین شد و سومین فیلمش Ju Dou[١٩٩٠] برنده جایزه خوشه طلایی جشنواره والادولید شده و به مقام نامزدی نخل طلای جشنواره کن دست یافت. این اتفاقات باعث شد تا توجه سینما دوستان سراسر دنیا به شرق معطوف شده و ظهور سینمایی تازه و کارگردان های با استعداد و صاحب سبک را دریابند. انتظاری که بیهوده نبود و ییمو به سهم خود در سال های بعد با چراغ سرخ را بیفروزید، زندگی، مثلث شانگهای، راه خانه و دوران خوش به آن پاسخی درخور داد. اما این فیلم های کم خرج پاسخ گوی بازارهای داخلی و خارجی نبود. ازاین رو در آستانه هزاره جدید او به همراه چند فیلمساز دیگر بانی موجی تازه از فیلم های رزمی شدند که قالبی حماسی داشتند و از بودجه فراوان بهره می بردند. پنج سال قبل ییمو با ساختن قهرمان[با شرکت جت لی] به جرگه این کارگردان ها پیوست و حاصل کار آن قدر برایش خوشایند بود که در سال های گذشته با ساختن خانه خنجرهای پرنده و اینک نفرین گل طلایی به این شیوه ادامه داد. قهرمان جایزه آلفرد بائر جشنواره برلین را گرفت و نامزد دریافت خرس طلایی جشنواره شد و جایزه بهترین کارگردانی را از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا برای وی به ارمغان آورد. خانه خنجر های پرنده نیز او را به مقام نامزدی جایزه گلدن گلاب رساند و جوایزی از انجمن های منتقدان ایالت های گوناگون آمریکا نصیب اش کرد. همه اینها مهر تاییدی بر این موج تازه فیلم های حماسی/رزمی چینی بود که قرار بود و هست که خونی تازه در رگ های سینمای چین جاری کند. آخرین حلقه این فیلم ها نفرین گل طلایی است و بر خلاف آثار مهم کارنامه وی که سویه تاریک زندگی روستائیان چینی را هدف گرفته بود، به اقتضای ژانر انتخابی اش زندگی توطئه آمیز درباریان را نشانه رفته است. نفرین گل طلایی که بر اساس نمایشنامه توفان تندری چائو یو ساخته شده، یک ضیافت دیداری است. سرشار از رنگ و شکوه که از هماهنگی حرکات بازیگران نقش های کوچک و طراحی صحنه و لباس ناشی می شود. شکوهی که با ساختن شهر ممنوع تازه ای برای فیلم شکل گرفته و به طراحی صحنه های رزمی فیلم توسط همکار دو فیلم قبلی ییمو به نام چینگ زیو تانگ ختم شده و نفرین گل طلایی را بعد از قول به گران ترین فیلم تاریخ سینمای چین بدل کرده است.اما حاصل این همه تلاش و هزینه نزد منتقد و تماشاگر جدی چیست؟ یک ملودرام درباری که اجزای تشکیل دهنده اش روابط ممنوع، حسادت ها و توطئه ها، عشاقی که خواهر و برادر از آب در می آیند و همه کلیشه های این گونه فیلم هاست که نفرین گل طلایی را از نظر محتوی به یک سریال آبکی عاشقانه شبیه می کند. البته ناگفته نماند که ییمو تمامی سعی خود را برای سر و سامان دادن به حوادث فیلم می کند و روند دراماتیک درستی به کار خود داده و تماشاگر را تا پایان با خود همراه می کند. ولی همه اینها ظاهراً کافی نیست، چون نه تماشاگر غربی بر خلاف دو فیلم پیشین در گیشه از آن استقبالی می کند[نزدیک به ٧ میلیون دلار فروش در آمریکا] و نه منتقد و داور جشنواره!این اتفاق در نزد تماشاگر از کمبود صحنه های رزمی -که کفه ترازوی فیلم را به سمت ملودرام سنگین تر می کند- ناشی می شود و شکوه و جلال دربار نمی تواند جای آن را پر کند. شاید این نقطه فرود موج تازه سینمای آسیا باشد، به همین خاطر توصیه می کنم فرصت دیدار نفرین گل طلایی را از دست ندهید. هر چه باشد شکست ییمو از پیروزی خیلی ها چشمگیرتر و دیدنی تر است! + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 17:46 توسط ایزد |
|
| ||||||